خرید بک لینک

کاااش خودم را جایی بگذارم....

و برگردم و ببینم....

که نیستم....!!

برچسب: نویسنده: سپیده مهدوی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 13:12


یک سینه حرف هست،
ولی نقطه چین بس است؛

دل و دماغ ندارم،
همین بس است...

برچسب: نویسنده: سپیده مهدوی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 13:12

قاصدک غم دارم ، غم آوارگی و دربدری غم تنهایی و خونین جگری ، قاصدک وای به من همه از خویش مرا می رانند همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند قاصدک دریابم روح من عصیان زده و طوفانیست آسمان ن

برچسب: نویسنده: سپیده مهدوی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 13:12

مترسک گریه نکن.....
تو هم مثل من چوب سادگیت را خوردی!
به دار آویخته شدی به خااااطر شکم پرستی ملخ ها!
بددردیست چوب کار کسی را خوردن........
مترسک به چوبی تکیه کردی که چوبه ی دااارت شد!
سادگی کردی مترسک....

برچسب: نویسنده: سپیده مهدوی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 13:12

خیانت همه را از پا می اندااازد.....!!! از خدا که قوی تر نیستم.....ببین خیاانت شیطااان با او چه کردهُ.... که اینطور بی خیاااااال همه دنیاااا شده استُ!.......... -------------------------------------

برچسب: نویسنده: سپیده مهدوی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 13:12

چقدر خسته ام ... خسته از شرایطی که بهتر نمیشه ... خسته از انتظار بهبودی که بی گمان حاصل نمی شه ... خسته از تقدیر ... خسته از سرنوشتی که رقم خورده ... خسته از دلهره آینده .... خسته ام ... بی نهای

برچسب: نویسنده: سپیده مهدوی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 13:12

دیشب در خواب دیدم خدایی را که تو برای دیدنش شب و روز نداری لبخندش به اندازه تمام زمستانم گرما داشت و نگاهش همه دنیایم را نورانی کرد.... از من به تو ؛ آدم ها دروغ می گویند برویم با خدایما

برچسب: نویسنده: سپیده مهدوی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 13:12

با من چه <strong>کرده</strong> ای که <strong>طوفان</strong> با <strong>مترسک</strong> نمی کند.........

آتش

یا خاک

فرقی نمی کند

نه که بگویی

راااانده میشوی

کیوان مهرگان

برچسب: نویسنده: سپیده مهدوی تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 13:12

صفحه بندی